مُزمَن1 مغموم این میانه منم, 

چه دُژمانانه2 رنگ تسلی میزنم بر واژه هایم, 

که زخم زده ای و 

آوازه کرده ای مرا 

که آوزه شده ام و بیداد3 می خوانم تو را...


(س.س)



1_مُزمَن: عاجز.

2_ دژمان: دلتنگ, اندوهگین.

3_دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی می‌شود.