از این بالا بهتر می شود دید, از آن بالاترها نمی دانم. بعد از آن سمفونی وحشت, آن هارمونی آتش و رگبار و لجن, آن وانفسای آدمیت, بعد آن همآغوشی تانک و باروت و جنازه, بعد آن همه رقص طیاره ها و خمپاره ها, هنوز هم تمام تنش آش و لاش است, زخمیست و خسته, تب دار, از این بالا بهتر می شود دید,هنوز هم تمام تنش پر از مین است, پر از والمرا...

چیزی به پست نمانده. بوم! موج انفجارش تلی از خاک به آسمان می پاشد. روز های قبل از همانجا رد شده بودم, درست از همانجا, از پشت آن برجک سنگی. گاهی مرگ هم آدم را پس می زند, به یک قدمی ات می رسد و نفس سردش را پشت گردنت ها می کند, بعد به جای بلعیدنت مثل تفاله ای قی شده, رویش را بر می گرداند.

آن روز هم هوا گرم بود, مهر بود, گیج و منگ لبخند کودکیم بر لب ماسید, والمرایی قلبش را شکافت و همبازی های کودکیم را از هم درید.

 قصرشیرین

 

                                                                 قصرشیرین

 

......................................................................................

پ.ن۱: این روزها بد جوری به جان دریدن جاده هایش افتاده اند,قرار است به شهر من هم گاز برسد!

پ.ن۲: بزرگترین قرارداد صادرات گاز از ایران به عراق دیروز با حضور وزرای نفت ایران و برق عراق در بغداد امضا شد.به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس این قرارداد ایران روزانه 25 میلیون متر مکعب گاز به عراق صادر میکند.