X
تبلیغات
از نسل خاکی ها - از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
اصرار برخي دوستان سبب اين پست شد بر نارسايي هايش ببخشاييد وگر نه:

زبان بريده به کنجي نشسته صم بکم ___ به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم.

................


انسانها از نوع نگاهشان به هستي, به سه دسته تقسیم بندی می شوند:


1_ خدا باوران:

انسان از قبل وجود نداشته است, سپس به اراده خداوند خلق شده و حيات پيدا کرده و بنا به نوع زندگي و اعتقاداتش پس از مرگ به بهشت يا جهنم مي رود.

2_انسان گراها:

تولد,حيات و مرگ انسانها کاملا جنبه طبيعي دارد.زندگي آگاهي است ميان دو عدم, و شخصيت انسانها کاملا وابسته به عوامل ژنتيکي, ارثي و محيط پيرامونش است و پس از مرگ نيز زندگي تمام مي شود . بگو از کجا آمده اي تا بگويم بعد از مرگ به کجا خواهي رفت.

3_ نوع نگاهي که ريشه در فلسفه بوديسم دارد انسانهايي که معتقد به تناسخ اند:

پس از مرگ ذهن يا همان روح با تمام ويژيگي ها,خصوصيات, برتري ها و شخصيتي که دارد ويا کسب کرده است بار ديگر در يک کالبد ديگر مستقر مي شود و در زندگي جديد, شخصيت او با توجه به خصوصيات ذهني که از زندگي پيشين کسب کرده و شرايط محيطي جديد شکل مي گيرد و اين چرخه آنقدر ادامه دارد تا طمع,اميال و جهل در فرد از بين برود و ذهن پس از مرگ جسمي حالت آرامش و ثبات به خود می گيرد که به آن نيروانا مي گويند.


اما به راستي حق با کدام دسته است؟




پيرو هر کدام از اين ديدگاه ها هستيد بايد پاسخي براي اين سوالات بيابيد.


دسته اول:


1.فرض کنيد که در کار آفريدن اساس سرنوشت بشر هستيد. با اين هدف که در پايان آدميان را سعادتمند سازيد و عاقبت به آنان صفا و آرامش بدهيد, اما لازمه اش اين باشد که يک موجود ريزنقش را_بگو همان کودکي که با مشت به سينه مي کوبيد _ تا پاي مرگ شکنجه بدهيد و آن بنا را بر شالوده اشکهاي قصاص نشده او بنا کنيد. آيا مي پذيريد که بنا را با آن شرايط پي بريزيد؟

آيا مي توانيد اين انديشه را تصديق کنيد که انسانهايي که بنا را برايشان مي سازيد, موافقت کنند سعادتشان را بر پايه خون قصاص نشده قرباني کوچکي بپذيرند؟ و با پذيرفتن آن تا ابد سعادتمند بمانند؟

2.چرا برخي از انسانها با ناهنجاريها متولد مي شوند؟

3.چرا جبر جغرافيايي؟

4.بهشت و جهنم ابدي.
اين بي عدالتي نيست که شخصي تنها به خاطر 70_80 سال زندگي در اين دنيا گرفتار بهشت يا جهنم ابدي شود؟

و...

 


دسته دوم:



1.آيا انسان به طور تصادفي به وجود آمده است و در مبارزه براي بقا به حيواني پيشرفته تبديل شده است؟

2.منشا تئوري تکامل, داروين است يا فلسفه ماترياليسم؟

3.تفکر در حيات ماندن قويترها, تفکري که به مدنيت انسان سفيد پوست به عنوان بالاترين مقام معتقد است و نتيجه آن نژاد پرستي بوده است و فاشيسم. و در کالبد تفکر نازيسم جريان دارد; ((تاريخ با بوجود آوردن يک هيرارشي نژادي جديد, يک امپراطوري که شبيهش وجود نخواهد داشت,به ميدان خواهد آورد. (هيتلر) .)) چقدر به حقيقت نزديک است؟


۴.چرا شاهد آثار و تعداد بي شماري از فرمهاي گذر مياني نيستيم ؟(داروين)

5.تئوري فرگشت, چگونه انفجار کامبرين را توجيه مي کند؟
دوره کامبرين درست به اوايل تکامل بر ميگردد.فسيلهاي يافت شده از صخره هاي کامبرين مربوط به بي مهرگان ساختار پيچيده اي مانند حلزونها,تريلوبيتها,اسفنجها,کرمها,شقايقهاي دريايي,ستاره هاي دريايي و غيره مي باشند. و تمام اي نوع هاي مختلف از يکديگر در آن واحد و بدون اينکه هيچ اجدادي داشته باشند پديدار شده اند.
چطور ممکن است که دنيا در آن واحد مملو از گروههاي خيلي متفاوتي از موجودات زنده با ساختارهاي متفاوت شده باشد, بدون اينکه جد مشترکي داشته باشند؟
پروفسور ريچارد داوکينز (معروف به چارلز داروين معاصر)؛ جانور شناس و استاد برجستة دانشگاه آکسفورد
از سرسخت ترين مدافعان نظرية فرگشت در اين باره مي گويد:
قشرهاي کامبرين,کهنترين قشرهايي که در آن گروههاي اصلي بي مهرگان را يافته ايم مي باشند. اينها براي اولين بار پديدار شدنشان, خيلي تکامل يافته بودند. انگار بدون داشتن گذشته تکامل,به همان صورت,مثل اينکه همانجا بوجود آمده اند. البته پديدار شدن آني, کسانيرا که به آفرينش اعتقاد دارند بسيار ممنون مي سازد.

پروفسور زيست شناس داويد راوپ در باره چشم تريلوبيتها مي گويد: امروزه فقط توسط يک مهندس اپتيک خوب تعليم يافته و با استعداد مي تواند گسترش داده شود. اين چشم 530 ميليون سال پيش, در يک آن و بدون هيچ کم و کاستي بوجود آمده است. بوجود آمدن آن در آن واحد يک چنين طراحي را با تئوري تکامل نمي توان توجيح کرد و اين موجود خلاقيت را اثبات مي کند. علاوه بر اين سيستم چشم مرکب تريلوبيت تا امروزه بدون هيچ تغييري آمده است. و...

5.نقص هاي نظريه جهان RNA ؟

6.ضعف اين ديدگاه در پاسخ به علوم ماورالطبيعي و علومي مانند فرا روانشناسي که پديده هايي مانند تله پاتي را جز شاخه هاي علمي بحساب مي آورند.؟

و...

 

 

دسته سوم:


1.تناسخ هيچ توضيحي در باره چگونگي خلقت ندارد؟

2.تناسخ مکتبي است که بوجود آمده تا بي عدالتي هاي دنيا را پاسخ گو باشد.
اينکه من معلولم يعني ممکن است در آن شب شکنجه گر آن کودک من بوده باشم؟؟؟

3.برخورد اين نوع تفکر در برابر ظلم. و نظام اعتقاديي که راه را بر مقابله در برابر ظلم مي بندد؟

و...

 


من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش          چون بفکر سوختن افتاده اي مردانه باش.


منابع:

فرگشت و ژنتیک , بهنام محمد پناه.

نیرنگ تکامل , هارون یحی.

آموزه های بودا , آرش جبرائیل.

+ نوشته شده در  هفدهم فروردین 1391ساعت 17  توسط س.س  |